تهران - میدان تجریش- خیابان مقصود بیک(دربندی)

۹ کاری که هر مادر و پدری باید برای کودک مضطرب‌ خود انجام دهند

۹ کاری که هر مادر و پدری باید برای کودک مضطرب‌ خود انجام دهند

درحالی که همه‌ی کودکان برای سوار شدن به موتر و رفتن به مکتب صف کشیده‌اند، پسرتان روبه شما می‌کند و می‌گوید: «نمی‌خواهم بس سوار شوم. دل‌درد و شکم دردم، لطفاً مرا مجبور به رفتن به مکتب نکنید.» شما شوکه می‌شوید و با خود می‌گوید که دوباره شروع شد. آنچه که یک برنامه‌ی صبح روزانه باشد، به یک چالش دلهره‌آور تبدیل می‌شود.

شما به فرزندتان نگاه می‌کنید و یک وحشت‌ واقعی را در چهره او می‌بینید. شما می‌خواهید به او دل‌داری بدهید و نگرانی‌ای که جزی از زندگی روزمره‌ی او شده است را کاهش بدهید. اول صداقت او را امتحان کنید و بگویید کمی باهم پیاده می‌روید و بس دیگری که راننده‌ی بهتری دارد، سوار می‌شوید. اما، پسر شما از جای حرکت نمی‌کند.

شما به کودک خود اطمینان می‌دهید و می‌گویید: «قول می‌دهم که خوب باشی، فرزندم به من نگاه کن، به من اعتماد داری درسته؟» اما، فرزند شما سرش تکان می‌دهد و چند ثانیه بعد زیر لبش می‌گوید: «لطفاً مرا به مکتب نفرستید.»

چنین بهانه‌گیری‌ها و خودداری فرزند کوچک‌تان از رفتن به مکتب، شما را به‌خشم می‌آورد و شما هم مجبور می‌شوید تا او را به زور به مکتب بفرستید. اما، او طوری به شما نگاه می‌کند گویا مجبور کرده‌اید تا خود را به داخل دریا پرتاب کند، شکست‌خورده سوار بس می‌شود. شما احساسی را تجربه می‌کنید که بسیار ناخوشایند است.

 

بیشتر بخوانید ( لمس کنید )

زجرآور است که می‌بینید کودک‌تان نگران موقعیت‌هایی است که به راستی ترسناک به نظر نمی‌رسند. اما نکته این‌جاست: در ذهن کودک شما این موقعیت‌ها واقعاً تهدیدآمیزند. حتی وقتی تهدید خیالی است هم‌چنان پاسخ سیستم عصبی را به صورت واقعی برمی‌انگیزد. ما به این پاسخ سیستم عصبی می‌گوییم اضطراب، آنچه من به خوبی با آن آشنا هستم.

من بیشتر دوران کودکی‌ خود را در حالی گذراندم که بر حسِ اضطراب مداوم و طاقت‌فرسایی سرپوش می‌گذاشتم. تا این‌که نهایتاً در اوایل دهه‌ی بیست‌سالگی تصمیم گرفتم راه‌حلی پیدا کنم. آنچه در دو دهه‌ی بعد از آن راجع به اضطراب آموختم کمک کرد تا بدانم بسیاری از افراد از اضطرابی ناتوان‌کننده رنج می‌برند. در واقع میلیون‌ها بزرگ‌سال و هم‌چنین یک نفر از هر هشت کودک به اضطراب دچارند. اضطراب کودکان به غیبت از مکتب، عدم مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و از دست دادن خواب خوب شبانه در اثر افکار نگران‌کننده منجر می‌شود. بسیاری از پدر و مادرها وقتی مکرراً شاهد اضطراب کودکان خود هستند درمانده می‌شوند.

در این مدت آموختم که نمی‌توان برای اضطراب کودکان نسخه‌ی واحدی پیچید. تعداد زیادی تکنیک‌های مبتنی‌بر تحقیقات علمی که بعضاً بسیار ساده هستند وجود دارند که می‌توانند به مدیریت اضطراب کمک کنند. اما یک لحظه! چرا پدر و مادر من از این تکنیک‌ها خبر نداشتند؟ چرا من چیزی در این‌باره نمی‌دانستم؟ چرا این مهارت‌ها را در مکتب به کودکان یاد نمی‌دهند؟

کاش می‌توانستم در زمان به عقب برگردم و این اطلاعات را به خودم که آن موقع کم‌سن‌تر بودم یاد بدهم، اما قاعدتاً این اتفاق ممکن نیست. آنچه امکان‌پذیر است این است که تا جایی که امکان دارد پدر و مادرها و کودکان با این مهارت‌های سازگاری‌ با زندگی آشنا بشوند. آنچه امکان‌پذیر است این است که به کودکان این مهارت‌ها را یاد بدهیم تا زندگی آن‌ها صرفاً زنده ماندن نباشد و بتوانند به راستی معنی، هدف و خوشحالی را در زندگی‌شان پیدا کنند. در این‌جا ۹ راهکار را با شما در میان می‌گذارم که خلاصه از برنامه‌ی مختص به کاهش اضطراب کودکان است و می‌توانید آن‌ها را فوراً به کار بگیرید:

۱-از مضطرب ساختن کودکان‌تان خودداری کنید

کودک‌تان دارد و شما می‌دانید دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و می‌گویید: «به حرفم اعتماد کن. چیزی نیست که نگرانش باشی.» تمام شد رفت. مگر نه؟ همه‌ی ما آرزو می‌کنیم که کار به همین سادگی بود. تا به‌حال از خود پرسیده‌اید که چرا کودک اطمینان‌بخشی شما را نشنیده می‌گیرد؟ این مساله به‌خاطر سنگینی گوش‌هایش نیست. کودک مضطرب با تمام وجود می‌خواهد که به حرف‌تان گوش بدهد، اما مغز او اجازه‌ی این کار را نمی‌دهد.

در جریان اضطراب مواد شیمیایی با سرعت زیادی در بدن آزاد می‌شوند و به منظور حفظ بقای فرد وضعیت ذهنی او تغییر پیدا می‌کند. در نتیجه فعالیت قشر جلویی مغز که بخش منطقی‌تر مغز محسوب می‌شود کاهش پیدا می‌کند و در عوض بخش‌های بیشتر خودکار مغز کنترول فرد را به‌دست می‌گیرند. به عبارت دیگر برای کودک بسیار سخت است که در جریان تجربه‌ی اضطراب بتواند به درستی فکر کند، از منطق سر در بیاورد یا حتی از یاد نبرد که وظایف ساده‌اش را انجام بدهد.

به جای تلاش برای برطرف کردن نگرانی‌های کودک با استفاده از آوردن دلیل و منطق سعی کنید از تکنیک «مهار» استفاده کنید:

  • مکث و درنگ کردن: کمی درنگ کنید و همراه فرزندتان نفس‌های عمیق بکشید. تنفس عمیق کمک می‌کند پاسخ سیستم عصبی به اضطراب، معکوس بشود.
  • همدلی کنید: اضطراب ترس‌آور است. کودک از شما می‌خواهد که این موضوع را درک کنید.
  • ارزیابی کنید: وقتی کودک آرام شد نوبت پیدا کردن راه‌حل‌های ممکن فرا می‌رسد.
  • رهایی‌بخشی کنید: شما پدر و مادری بی‌نظیر هستید که ابزار لازم برای مدیریت نگرانی را در اختیار فرزندتان قرار داده‌اید، پس از احساس گناه رها باشید.

۲- جنبه‌های مثبت نگرانی داشتن را برجسته کنید

به‌خاطر داشته باشید تجربه‌ اضطراب برای کودک به اندازه‌ی کافی سخت است و لازم نیست این باور را نیز به او القا کنیم که مشکلی دارد. بسیاری از کودکان حتی ممکن است از ترس این‌که مبادا مضطرب شوند اضطراب بگیرند. به کودک‌تان یاد بدهید که در حقیقت برای نگرانی کاربردهایی وجود دارد.

زمانی که اجداد ما شکارچی بودند و از طبیعت غذا جمع می‌کردند خطرهایی در محیط زندگی‌شان وجود داشت. نگرانی به آن‌ها کمک می‌کرد که از حمله‌ی حیوانات وحشی که دندان‌های شمشیر دارند و در بوته‌ها کمین می‌کردند در امان بمانند. در زندگی مدرن نیاز نداریم از دست شکارچیان گوشت‌خوار فرار کنیم، اما این نشان تکاملی محافظ را به یادگار داریم: نگرانی.

نگرانی یک مکانیزم محافظتی است. نگرانی زنگ خطری را در وجود ما به صدا در می‌آورد تا از خطرات جان سالم به در ببریم. به کودک‌تان یاد بدهید که نگران شدن کاملاً عادی است و می‌تواند به محافظت از ما کمک کند. به او بگویید همه‌ی آدم‌ها هراز گاهی دچار نگرانی می‌شوند. گاهی سیستم مغزی ما بی‌جهت زنگ خطر را به صدا در می‌آورد اما این نوع نگرانی یا اضطراب را می‌توان با تکنیک‌های ساده تخفیف داد.

۳-نگرانی‌ کودک خود را در زندگی نشان دهید

همان‌طور که احتمالاً متوجه شده‌اید نادیده گرفتن اضطراب کمکی به حل آن نمی‌کند. اما تجسم بخشیدن به نگرانی و حرف زدن درباره‌ی آن می‌تواند کمک‌کننده باشد. می‌توانید با خلق شخصیت برای نگرانی این کار را انجام بدهید. شما می‌توانید این ایده را با عروسک‌های دستی بازی کنید یا نقش آن را برعهده بگیرید و در منزل بازی کنید.

جان بخشیدن یا خلق شخصیت برای نگرانی فایده‌های فراوانی دارد. این کار درک علایم ترسناک اضطراب کودکان را برای آن‌ها ساده می‌کند. هم‌چنین جان‌بخشی به نگرانی می‌تواند مغز منطقی را مجدداً فعال کند و علاوه بر این ابزاری باشد که کودکان به تنهایی بتوانند هر زمان که می‌خواهند از آن استفاده کنند.

۴-به کودک خود بیاموزید که یک کارآگاه متفکر باشد

به‌خاطر باشید که نگرانی راهکار مغز برای محافظت از ماست. مغز اغلب موضوع نگرانی را بزرگ جلوه می‌دهد مثلاً ممکن است یک شاخه‌ی درخت را با مار اشتباه بگیریم تا اطمینان پیدا کنید که به موضوع توجه می‌کنیم. شاید شنیده باشید که با آموزش دادن تفکر مثبت می‌توان اضطراب کودکان را کنترول کرد. اما بهترین درمان برای افکار تحریف‌شده مثبت‌اندیشی نیست، بلکه صحیح اندیشیدن است. از روشی کار بگیرید که ما آن را ۲سی‌جی می‌گویم:

  •  افکار خود را به‌دست گیرید: فرض کنید تمام افکاری که دارید در حبابی بالای سر شما شناورند؛ مثل نقاشی‌های کارتونی. سپس یکی از این افکار نگران‌کننده را شکار کنید. مثلاً: «هیچ کس در مکتب از من خوشش نمیاد.»
  •  شواهد جمع‌آوری کنیددر این مرحله شواهدی را در تایید یا رد فکر انتخاب شده جمع کنید. با این کار به کودک یاد می‌دهید که درباره‌ی نگران‌کننده بودن یک موضوع تنها بر اساس احساساتش تصمیم نگیرد. احساسات متفاوت از واقعیت‌ها هستند.
  •  افکار خود را به چالش بکشیدساده‌ترین کار وجالب‌ترین روش این است که به کودک یاد بدهید مناظره و گفت‌وگویی درونی در ذهنش انجام بدهد.

۵-به کودکان‌تان اجازه بدهید نگران شوند

همان‌طور که متوجه شده‌اید گفتن «نگران نباش» جلوی اضطراب کودکان را نمی‌گیرد. اگر کودک بتواند به طور طبیعی احساسات نگران‌کننده را کنار بزند از اضطراب دور خواهند ماند. اما این‌که به کودکان اجازه بدهید نگرانی را در اندازه‌ی کوچک تجربه کنند، می‌تواند در کنترول آن کمک‌کننده باشد. روال روزانه‌ای برای این کار در نظر بگیرید. در وقت نگرانی که ۱۰ الی ۱۵ دقیقه طول می‌کشد به کودک کمک کنید به کمک نوشتن نگرانی‌هایش را بیرون بریزد. می‌توانید این کار را به صورت یک تفریح انجام بدهید و یک صندوقچه نگرانی با تزیینات درست کنید.

در وقت نگرانی هیچ قانونی وجود ندارد که کدام نگرانی‌ها معتبرند و کدام‌ها معتبر نیستند؛ هر فکری که به ذهن می‌آید آزاد است. در پایان این وقت درِ صندوقچه نگرانی را ببندید و تا روز بعد با آن خداحافظی کنید.

۶-به کودک‌تان کمک کنید از شایدها به سوی آنچه هست پیش برود

انسان‌ها قادرند در زمان سفر کنند. در حقیقت، ما زمان زیادی را از لحاظ ذهنی در آینده می‌گذرانیم. برای کسی که دچار اضطراب است سفر ذهنی به آینده می‌تواند نگرانی را تشدید کند. یک مسافر زمان با «چه می‌شود اگر…»ها سروکار دارد. کودک شما از خودش می‌پرسد: «چه می‌شود اگر نتوانم کُمد لباسم را باز کنم و صنف را از دست بدهم؟»، «چه می‌شود اگر احمد امروز با من حرف نزند؟»

 

تحقیقات نشان می‌دهند با بازگشت به زمان حال می‌توان تشویش‌های مربوط به آینده را کاهش داد. تمرین‌های ذهن‌آگاهی از راهکارهای موثر برای دست‌یابی به این هدف هستند. ذهن‌آگاهی کمک می‌کند کودک توجه خود را از اگرها به آنچه در زمان حال جریان دارد معطوف کند. برای این کار کافی است به کودک‌تان یاد بدهید به جریان تنفس خود برای چند دقیقه دقت کند. به جریان هوا که وارد بینی می‌شود، وارد شش‌ها و سپس بیرون می‌آید و به حرکت قفسه‌ی سینه و بدنش دقت بکند.

۷-از چیزهای اضطراب‌آور خودداری نکنید

اگر فرزندتان می‌خواهد از گردهمایی‌ها، حیوانات، مکتب، هواپیما یا هر موقعیتی که برایش ایجاد نگرانی می‌کند دوری کند شما به عنوان پدر و مادر چه می‌کنید؟ اغلب به طور طبیعی به او کمک می‌کنید که همین کار را انجام بدهد. واکنش بدن در مواجهه با خطر که شامل پاسخ جنگ، گریز و فلج‌شدگی است کودک شما را به فرار از موقعیت‌های ترسناک سوق می‌دهد. متاسفانه، در طولانی مدت، اجتناب از موقعیت‌های اضطراب‌آور به تشدید این مشکل می‌انجامد.

پس راه‌حل جایگزین چیست؟ شما می‌توانید از روش نردبانی استفاده کنید. کودکانی می‌توانند نگرانی‌های‌شان را مدیریت کنند که آن‌ها را به بخش‌های قابل مدیریت تقسیم می‌کنند. روش نردبانی روی بخش‌بخش‌کردن مساله و مواجهه‌ی مرحله‌به‌مرحله برای رسیدن به اهداف متمرکز است.

بیایید یک مثال بزنیم. فرض کنید کودک شما می‌ترسد روی تاب‌تاب‌بازی در پارک بنشیند. به جای این‌که تاب خوردن را به کلی از برنامه حذف کنید، اهداف کوچکی را پیش‌بینی کنید که نهایتاً به هدف بزرگ ختم بشوند. در قدم اول از کنار پارک عبور کنید. در مرحله‌ی بعد به داخل پارک بروید. در مرحله‌ی بعد نزدیک تاب‌ها بروید و نهایتاً نوبت به نشستن روی تاب می‌رسد. مواجهه‌ی کودک با هر مرحله را آن‌قدر تکرار کنید تا تبدیل به کاری بی‌دغدغه بشود، در چنین حالتی می‌توانید یک قدم روی زینه بالاتر بروید و کودک را با مرحله‌ی بعدی مواجه کنید.

۸-به کودک کمک کنید تا از روی چک‌لیست عمل کند

خلبانان تعلیم‌دیده در مواقع اضطراری چه می‌کنند؟ آن‌ها به جای این‌که بدون فکر دست به عمل بزنند به چک‌لیست مواقع اضطراری که در اختیارشان است رجوع می‌کنند. حتی پس از سال‌ها تمرین، هر خلبانی فعالیت خود را با یک چک‌لیست مطابقت می‌دهد زیرا در مواقع خطر گاهی سخت است که درست فکر کنیم.

در مورد اضطرابِ کودکان هم این مساله مصداق دارد. می‌توانیم چک‌لیست مرحله به مرحله‌ای در اختیارشان بگذاریم تا با استفاده از آن آرامش خودشان را بازبیابند. شما می‌خواهید وقتی اضطراب به سراغ کودک‌تان آمد او در مرحله‌ی نخست چه کاری انجام بدهد؟ اگر تنفس به آن‌ها کمک می‌کند، پس اولین قدم این است که هر وقت دچار نگرانی شد مکث کند و نفس عمیق بکشد. در مرحله‌ی بعد می‌توانند موقعیت دلهره‌آور را ارزیابی کنند. در نهایت می‌توانید یک چک‌لیست نوشتاری تهیه کنید تا هر وقت که خواست به آن رجوع کند و مرحله به مرحله موارد آن را انجام بدهد.

۹-با‌خود شفقت کردن‌ و مهربان بودن را تمرین کنید

مشاهده‌ی کودک‌تان که از اضطراب رنج می‌برد می‌تواند دردناک و ناامیدکننده باشد و شما را دست‌پاچه کند. پدر و مادری وجود ندارند که حتی شده برای یک‌بار از خود نپرسیده باشد که «آیا دلیل اضطراب فرزندم من هستم؟» جواب این است که مطابق تحقیقات دلایل چندگانه‌ای در پدیدآیی اضطراب دخالت دارد؛ ژن‌ها، ساختار مغزی، خلق‌وخو، عوامل محیطی، ضربه‌های روحی در گذشته و غیره. لطفاً این را به ذهن بسپارید که شما دلیل ایجاد اضطراب کودک‌تان نیستید، اما می‌توانید کمک کنید تا بر اضطرابش غلبه کند.

دلسوزی نسبت به خودتان را تمرین کنید تا با این کار تمام اعضای خانواده از زندگی سالم‌تری برخوردار بشوند. به یاد داشته باشید که شما نه تنهایید و نه مستحق سرزنش. زمان آن فرا رسیده که از خودانتقادگری‌های ناتوان‌کننده رها شوید و خودتان را ببخشید. شما قهرمان فرزندتان هستید.

منبع

برای خرید کتاب های موسسه آموزشی برگ با قیمت کاملا استثنایی ( لمس کنید)

برای ثبت نام در کارگاه های آموزشی (لمس کنید)

مطالب مرتبط

نظرات کاربران ۰